صفحه اول
تماس با ما
RSS
English|
دوشنبه ٠٢ مرداد ١٣٩٦  -  
موسسه مالی و اعتباری فردوسی
Ferdowsi Financial & Credit Institute
»  سازمانهای یادگیرنده 
سازمانهای یادگیرنده

 منبع : 1 - سنگه، پیتر، پنجمین فرمان، ترجمه حافظ کمال هدایت و محمد روشن، انتشارات سازمان مدیریت صنعتی

 نويسنده : ارشد امیرهمتی – معاون سرمایه انسانی وآموزش     ایمیل : Hemmati@febank.ir

 نوشته شده در تاريخ : 1392/10/30   ( آخرين ويرايش : 1392/10/30 )

مقدمه :

      تاریخ  پیشرفتهای بشر  در طول  سه عصر کشاورزی، صنعت و  اطلاعات بعنوان  سه  موج  تغییر  اساسی اتفاق افتاده است در عصر کشاورزی که حدود هزار سال به طول انجامید ثروت شامل: زمین ، مرتع و ادوات کشاورزی بود و منبع انرژی و باطری حیات شامل نیروی عضلانی انسان و حیوان و یا از خورشید و آب و باد بود.آما در عصر صنعت که حدود سیصد سال به طول انجامید مدل ثروت شامل خط تولید مواد اولیه و نیروی کار ما هر بود و منبع انرژی از سوختهای فسیلی ، زغال سنگ و نفت وگاز بود، ولی عصر اطلاعات که چند دهه از حضور آن نمی گذرد مدل ثروت به دانش ومهارت و استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات تغییر پیدا کرده است و منبع انرژی نیز تغییر یافته و امروزه فکر واندیشه ، سخت افزار و نرم افزار ، شبکه و انسان متخصص  و ماهر بعنوان منبع انرژی محسوب می گردد . وامروزه چهارمین موج تغییرنیز در راه است وآن عصر مجازی می باشد که شرایط جدیدی را خلق خواهد نمود که بیشتر امور روزانه زندگی بشر مجازی خواهد شد با توجه به موارد فوق بررسی فرایند بوجود آمدن سازمانهای بزرگ در دهه های گذشته نشان می دهد با توجه به عصري  كه در آن به سر مي‌بريم تفاوت بسياري ميان سازمان‌هاي امروزي و گذشته وجود دارد درعصر حاضر سازمان ها با تغییرات پرسرعت تکنولوژی و هجوم  راه حل های مدیریتی متفاوت برای بهبود وضعیت سازمانها مواجه هستند لذا سازمانهای با ساختار سنتی توان انعطاف پذیری لازم برای همسویی با تغییرات پیرامونی ناشی از جهانی شدن اقتصاد و پیچیدگیهای ناشی از آن را نداشته و به این نتیجه رسیده اند که برای مقابله با این معضلات وجهت هماهنگی با شرایط جدید با ید خود را به ابزارهایی مجهز کنند چراکه ادامه فعالیت هر سازمان در امور اقتصادی به شناخت و استفاده عمیق آن سازمان از این ابزارها بستگی دارد که یکی از این ابزارها ایجاد سازمان یادگیرنده می باشدوامروزه مفهوم جديدي كه با پيچيده شدن سازمانها توجه زيادي را به خود جلب كرده است مفهوم سازمان يادگيرنده است. سازمانهايي كه در آن افراد در مقابل تغييرات بر خلاف سازمانهاي سنتي مقاومت نشان نمي دهند بلكه همواره سعي دارند در حال تغيير و تحول باشند و محيط را با خود سازگار و همراه كنند سازمانهايي كه يكي از موارد مهم آن يادگيري است. آن ‌گونه يادگيري كه در آن رفتار و نگرش هاي افراد تغيير مي يابد و افراد شكل جديد انديشيدن را مي آموزند و ياد مي گيرند كه چگونه با هم ياد بگيرند چگونه ايده ها و نظرات و تصورات ذهني را به هم نزديك كنند بنابراين سازمان يادگيرنده سازماني است كه مي آموزد تغيير كند و متحول شود.   افزون بر اینکه سرعت یادگیری باید بیشتر از سرعت تغییرات محیطی باشد و می بایست فرایند یادگیری در سازمان نهادینه گردد امروزه بحث سازمانهای یادگیرنده مورد توجه عمیق دانشمندان ، مدیران ،و رهبران سازمانها قرارگرفته ، و میبایست افراد و سازمانها عادت جدید یادگیری را کسب کنند و سازمان خود را به یک سازمان یادگیرنده تبدیل کنند چراکه  ساختن محیطی یادگیرنده و افزایش شایستگی و قابلیت منابع انسانی، لازمة ایجاد هر سازمان یادگیرنده است که هر عضو آن هر لحظه به دنبال یافتن اطلاع از نیاز برای تغییر، کسب اطلاعات و دانش لازم، ارائه ایده مناسب و به‌کارگیری آن ایده در عمل، برای تطبیق دادن خود و سازمان با تغییرات ایجاد شده در محیط خارجی باید باشد

ویژگیهای منابع انسانی دانش محور  در سازمانهای یادگیرنده :

رسول اکرم (ص) می فرمایند : چهار چیز بر صاحبان خرد از امت من لازم است :

-         فراگیری دانش

-         حفظ آن

-         به خاطر سپردن

-         بکار بستن

امام علی (ع) : سودمندترین اعمال آموزش و یادگیری است .

در یک سازمان يادگيرنده :

-         کارکنان به طور مستمر توانايي هاي خود را افزايش مي دهند تا به نتايجي كه مدنظر است دست يابند٬ سازماني است كه در آن تفكر٬ بحث هاي جمعي٬ كشف نظريات و افكار نو تشويق مي شود. سازماني كه داراي ظرفيت هاي لازم براي يادگيري و انطباق پذيري و تغيير است. فرديت در سازمان يادگيرنده مفهومي ندارد. درست است كه سازمان از افراد تشكيل شده اما فرد وقتي كه وارد سازمان مي شوند٬جزئي از كل شده و در آن ادغام مي شود. سازمانهاي يادگيرنده در مقابل تغييرات مقاومت نشان نمي دهند. بر خلاف سازمانهاي سنتي كه افراد در مقابل هر تغيير واكنش منفي دارند- بلكه همواره سعي دارد در حال تغيير و تحول باشد و در عين حال به عامل سرعت هم توجه دارد٬ زيرا اين سرعت تغييرات است كه باعث واكنش مي شود و تغيير تدريجي به عنوان يك عامل تهديد كننده به حساب نمي آيد. اين گونه سازمانها با محيط سازگار نمي شود بلكه همواره محيط را با خود سازگار و هموار مي كنند. 

-      همه افراد درگیر شناسایی و حل مسائل هستند و سازمان بدین وسیله به طور مستمر رشد و ارتقا می‌یابد. افراد در سازمانهای یاد گیرنده دارای آرمان مشترکی هستند که با تمام وجود به آن اعتقاد دارند و همین امر سبب همسویی انرژی و توان افراد گشته ونهایتاً به تحقق اهداف اصلی سازمان منجر می شود. اساس سازمانهای یادگیرنده یا فراگیر بر مبنای یادگیری جمعی است و آن عبارت است از فرایندی که طی آن ظرفیت اعضا گروه توسعه می یابد و به گونه‌ای که نتایج حاصله آن چیزی خواهدشد که همگان واقعاٌ طالب آن بوده‌اند.

-     آرمان مشترک برای ایجاد سازمان فراگیر، عنصری حیاتی است، زیرا انرژی لازم را برای یادگرفتن تامین می‌کند. در ساده‌ترین سطح، آرمان مشترک پاسخ به این سوال است که: «ما چه چیزی را می‌خواهیم خلق کنیم؟» همان گونه که می‌دانید آرمان شخصی، تصویری است از آنچه که مطلوب و منتهای آروزها در دل و روح انسان است، آرمان مشترک نیز تصویری است که در یک سازمان و نزد گروهی از انسانها وجود دارد. آنها احساس مشترکی از آرزویی مشترک به وجود می‌آورند و در کل سازمان خود آن را نشر می‌دهند و با استفاده از این عمل مشترک، فعالیتهای خود را شکل می‌دهند. بنابراین، یک آرمان زمانی واقعاً مشترک محسوب می‌شود که من و شما تصویری یکسان در ذهن خود داشته باشیم و به این تصویر کاملاً متعهد و معتقد باشیم. 


     -    یکی از دلایلی که افراد به دنبال ایجاد آرمان مشترک هستند. اتصال و هم جهت شدن تصوراتشان در مورد ایده‌آل های خود است به ترتیبی که یک تضمین و پشتیبان مشترک را به وجود آورند تا در پناه آن قرار گیرند. آرمان مشترک، به خصوص اگر با تاکید بر نیروهای داخلی شکل گرفته باشد، منبع الهامی بزرگ و غنی محسوب می‌شود که هر فرد، حضور آن را در کنار خود احساس می‌کند. وجود آرمان مشترک، این احساس را به افراد می‌دهد که با انجام کار خود، هدفی بزرگتر و والاتر را تعقیب ‌کند که تحصیل آن از طریق انجام وظیفه و کار صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر سازمان تنها محل کار آنها نیست، بلکه وسیله‌ای است که آرمان و آرزوی آنها را محقق می‌سازد.آرمان می‌تواند سبب شادی و نشاط شود و سازمان را از خمودگی و روز مرگی نجات دهد. آرمان مشترک، شهامت و شجاعت افراد در برخورد با مسائل و مشکلات را به طور طبیعی و خودکار به طرز بی سابقه‌ای افزایش می‌دهد، زیرا فرد در پی تحقق آرمان خود، لاجرم به شجاعت و شهامت برای مقابله با مسائل نیازمند است و این نیاز، سبب افزایش خود به خود صفات مزبور است. باید توجه داشت که آرمان مشترک، از آرمانهای شخصی برمی‌خیزد. سازمانهایی که به دنبال ایجاد آرمان مشترک در بین اعضای خود هستند، باید همواره به آرمانهای شخصی کارکنان خود احترام گذارند و آن را تقویت کنند.
 کسی که برای خود آرمانی ندارد، تنها دنباله‌روی دیگران است. نتیجه چنین رفتاری، نهایتاً اطاعت کورکورانه است و نه تعهدی که از سر آگاهی و اعتقاد ایجاد شده است. از طرف دیگر، اجتماع افرادی آرمان‌گرا و هدفمند، قادر است انرژی مضاعف و عظیمی را برای تحقق‌ آرمانهای شخصی و جمعی به وجود آورد.

-      در سازمانهای فراگیر، یادگیری تیمی بسیار حائز اهمیت است چرا که تیم ها و نه افراد، سنگ بنای یادگیری در سازمانهای مدرن را تشکیل می‌دهند. تا زمانی که تیم ها یاد نگیرند، سازمان نیز قادر به یادگیری نخواهد بود .

-      یکی دیگراز خصوصیات یک سازمان یادگیرنده را می‌توان به وجود روحیه بخشش در آن اشاره کرد. بخشش واقعی به معنی بخشیدن و فراموش کردن است. برخی مواقع سازمانها فرد خاطی را می‌بخشند اما انگ اشتباه همواره بر پیشانی فرد خاطی به چشم می‌خورد. بخشش واقعی شامل آشتی، مصالحه و همچنین تصحیح روابطی است که بر اثر اشتباه انجام شده و صدمه دیده‌اند. در یک کلام، سازمانهای فراگیر بخشنده هستند چرا که همان طور که «جان رولواگن» گفته است "اشتباه کردن خود تنبیه سختی است. 

 

شرایط لازم برای ایجاد یک سازمان یادگیرنده :

دور نماي تمام سازمانهاي يادگيرنده رسيدن به موفقيت مطلوب و ايده آل است . بنابر اين ايجاد چنين سازمانهايي وجود موارد زير ضروري است. 

1-  شناخت هدف : اولين گام در راه ايجاد سازمان يادگيرنده شناخت هدف است چون هرگونه اقدام عملي قبل از شناخت هدف منجر به شكست خواهد شد. از ويژگيهاي مهم هدف آن است كه افراد بخش هاي مختلف سازمان در تعيين آن دخالت داشته باشند و اهداف خود و سازمان را يكي بدانند٬ پس هر چه درجه مشاركت افراد در هدف گذاري بيشتر باشد بر ميزان وفاداري آنها نسبت به سازمان و در نتيجه بر تلاش آنها تاثير مثبت خواهد داشت . بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه هدف واقعي هدفي است كه تمامي كاركنان سازمان خواهان به دست آوردن آن باشند.

2- وجود رهبران انديشمند : وجود رهبران انديشمند در سازمان يادگيرنده از آن جهت اهميت دارد كه بدون يك رهبر متعهد به يادگيري ٬ سازمان هرگز موفق نخواهد بود. در سازمانهاي يادگيرنده براي دستيابي به آنچه كه مورد توافق همگان است به رهبري خردمند و تحول آفرين نياز است از آنجا كه سازمان يادگيرنده سازماني است دانش آفرين و خلاق ٬ بنابراين رهبر بايد به گونه اي عمل كند كه درون سازمان اين خلاقيت ايجاد شود. هنگامي كه سازمان داراي رهبري با بينش وسيع و قوي و برنامه قابل سنجش باشد و اطلاعات دقيق از داخل و خارج سازمان به دست آورد٬ جريان برق آساي خلاقيت شكل مي گيرد.

3-  وجود كاركنان يادگيرنده و خلاق : شرط لازم سازمانهاي يادگيرنده كاركنان و مديران يادگيرنده است. در سازمانهاي يادگيرنده افراد بايد به تواناييهاي خود وقوف كامل داشته باشند و آنها را توسعه و بهبود بخشند. در همه انسانها نيروي خلاقيت شگفت آوري وجود دارد كه اگر بتوانيم آنها را شناسايي و رشد دهيم سازمان از اين نيروها بهره بسياري خواهد برد. هرگاه فردي تواناييهاي خود را شناخت و آن را در مسير توسعه و بهبود قرارداد به صورت دائم فراگير و خلاق مي شود. از چنين افرادي است كه سازمانهاي يادگيرنده شكل مي گيرد چنين انساني خود سازگار با محيط نيست بلكه خود محيط را مي سازد و آن را در جهت اهداف خود تغيير مي دهد ٬ زماني كه چنين افرادي در سازمان پرورش يافتند٬ گام موثري در يادگيري سازماني برداشته شده است. انسان يادگيرنده خلاق ٬ روح سازمان يادگيرنده است.

4-  تفويض اختيار به كاركنان و آموزش آنها : در سازمانهاي يادگيرنده اختيارات به ميزان زيادي به افراد تفويض مي شود و به افراد احترام گذاشته مي شود و نسبت به آنها اعتماد كامل وجود دارد. همچنين فضايي براي پيشرفت آنها فراهم مي شود و بر اساس توانايي فرد و استعداد او روش يادگيري و رشد او را بر مي انگيزنند و او را آموزش مي دهند. اين سازمانها در زمينه آموزش سرمايه گذاري سنگين مي نمايند . آموزش كاركنان براي درك نوع فعاليت ها وتفويض اختيار به آنها جهت تصميم گيري باعث مي شود كه افراد سازمان احساس نوعي مالكيت بكنند و از كار كردن در سازمان بر خود ببالند.

5-  مشاركت كامل در اطلاعات: داده هاي رسمي درباره بودجه ٬ سود و هزينه ها در اختيار افراد قرار مي گيرد. هر شخص آزادي عمل دارد تا با ساير افراد در درون سازمان اطلاعاتي را رد و بدل كند. 

6- برخورداري از يك الگوي پوينده : سازمان يادگيرنده بايد به ساز و كارهايي مجهز باشد تا الگوهاي ذهني خود را نسبت به مسايل شناسايي كرده و آنها را دائما" مورد ارزيابي و سنجش قرار دهد . يكي از دلايل شكست سازمان ها ٬عدم سازگاري الگوي ذهني آنها با واقعيات محيطي است. الگوي ذهني سازمان ٬ نحوه نگرش و جهان بيني سازمان را نشان مي دهد. اين الگو چگونگي برخورد سازمان با مسايل پيرامونش را مشخص مي كند و توفيق يا شكست سازمان را در آينده رقم مي زند. بنابر اين براي اينكه سازمانها موفق باشندلازم است الگوهاي ذهني واقع بينانه اي داشته باشند با اطلاعات ٬ آنها را به روز در آورند و بكوشند تا پويايي و انعطاف آنها همواره حفظ شود . براي سازمانها هيچ چيز خطرناكتر از الگوي ذهني خشك و غير قابل انعطاف نيست كه باعث شود دنياي پيرامون خود را از ياد ببرد. 

7-  به كار گيري علم و تجربه : سازمان يادگيرنده تركيبي از علم و تجربه را مورد استفاده قرار مي دهد تا به كمك اين دو تصميم هاي بهتري بگيرد زيرا استفاده از دانش در تصميم گيري تجربه ها ٬ تصميمات اتخاذ شده را واقع بينانه و هماهنگ با محيط هاي موثر بر سازمان مي كند. سازمان ها براي استقرار سازمان يادگيرنده نيازمند برنامه ريزي ٬ هدف گذاري و اجراي مناسب برنامه هاي يادگيري مي باشند. امروزه مديران سازمانها علاوه بر مسئوليتهاي فردي و سازماني مسئوليت هاي اخلاقي و اجتماعي نيز دارند و مي توان گفت يادگيري سازماني گامي اساسي در راستاي انجام اين مسئوليت ها نيز هست ٬ چرا كه سازمانها اجزاي يك اجتماع به شمار مي آيند و پيشرفت و توسعه اجتماعي وابسته به توسعه سازمانهاي آن است و توسعه سازمانها در گرو يادگيري و آگاهي آنهاست.

جمع بندی و نتیجه گیری :

سازمان‌های یادگیرنده به‌طور مستمر در پی افزایش قابلیت‌های خود در زمینه خلاقیت، نوآوری و تحول هستند که عمدتاً از طریق آموزش و بهره‌ور ساختن نیروی انسانی میسر می‌گردد. حال باید دید آیا سازمان شما واقعاً یک سازمان یادگیرنده است؟ و اگر این‌گونه هست، چگونه آن را ارزیابی می‌کنید و چه پیشنهادهایی برای بهبود آن دارید؟

منابع :

1 - سنگه، پیتر، پنجمین فرمان، ترجمه حافظ کمال هدایت و محمد روشن، انتشارات سازمان مدیریت صنعتی
2
- پیمان اخوان مصطفی جعفری _((سازمانهای یادگیرنده ضرورت عصر دانایی )

3 -کوروش شفی آرزو شفی ( مدیریت منابع انسانی در سازمانهای یادگیرنده )

4- رضا محمودی درخش (سازمانهای یادگیرنده )

5- بهرام زاده ، حسینعلی ( یادگیری سازمانی و تفکر سیستمی )