صفحه اول
تماس با ما
RSS
English|
دوشنبه ٠٢ مرداد ١٣٩٦  -  
موسسه مالی و اعتباری فردوسی
Ferdowsi Financial & Credit Institute
»  راز موفقیت 
راز موفقیت

 منبع : مجله رمز موفقیت ، کتاب راز موفقیت آنتونی رابینز ، کتاب قورباغه ات را ببوس ،‌ مقاله هدف يک ضرورت است آقای سيدمجتبي حورايي، روزنامه آرمان

 نويسنده : ارشد امیرهمتی - معاون سرمایه های انسانی و آموزش    ایمیل : Hemmati@febank.ir

 نوشته شده در تاريخ : 1392/12/26   ( آخرين ويرايش : 1392/12/26 )

مدتها بود دنبال موضوعی می گشتم تا بتوانم با ارائه آن باعث ایجاد انگیزه و آرامش برای دوستان و همکاران عزیز خودم شوم ، لذا براین شدم تا ببینم خودم و دوستان وهمکاران  عزیزم بیشتر در چه زمینه ای دچار مشکل هستیم و چه حلقه ی گم شده ای در زندگی وکار ما وجود دارد که باعث کاهش انگیزه ی مان شده ، مسئله ای که متوجه شدم این بود که اکثر ما در روزمرگی زندگی خود گم شده ایم . بیایید برای حل این مشکل  باهم همراه شویم و راه بر طرف کردن این مسئله را پیدا کنیم و ببینیم چگونه می توانیم آن را برطرف نموده و از سر راه خود برداریم ، خواهشی که از شما دارم این است که  دفترچه  یادداشت کوچکی را آماده کرده و مطالب کلیدی عنوان شده در این مقاله را را برای رسیدن به موفقیت و شادی خود یادداشت نمایید ،

به دلیل اینکه تجربه ثابت کرده ما انسانها 80٪ از آنچه را که می شنویم یا می خوانیم در طی 3روز فراموش می کنیم ،اما بانوشتن 75٪‌الی 90٪ مطالب به گنجینه خاطراتمان سپرده  می شود ،

زندگی باارزش ترین هدیده الهی است پس ارزش ثبت ونگهداری را دارد .

   و خواهش دومی که از شما عزیزان خودم دارم این است که تکرار مطالب گفته شده را فراموش نکنید چرا که ترفند بهترینها و موفقترین انسانهای دنیا فقط تمرین و تکراربوده است ، پس شما هم که  می خواهید موفقترین و شادترین باشید  و حتماً‌ خواهید بود تمرین وتکرار در هر زمینه ای را فراموش نکنید .

متحول شدن زندگی شما فقط در گرو یک نفر است :‌  ((خودتان ))

مقدمه :

عصر حاضر با همه مشکلات و گرفتاریها ،زمان بسیار مناسبی برای زندگی است چرا که فرصتهای بسیار خوبی برای انجام کارهای خوب و متفاوت است اما با این همه چرا بسیاری از ما انسانها هیچ حرکتی نمی کنیم و در زندگی روزمره خود سردرگم هستیم و واقعاً نمی دانیم از زندگی چه می خواهیم ،‌چرا که در زندگی روزمره خود گم شده ایم ، چرا؟؟ چرا ما نمی توانیم مثل سایر انسانهای موفق دنیا زندگی سرشار از موفقیت ،‌ شادی، آرامش و ثروت داشته باشیم ،‌شاید فراموش کرده ایم که ما بعنوان اشرف مخلوقات از فرصتهای بسیارشگفت انگیزی برای زندگی کردن ،‌لذت بردن و عشق ورزیدن داریم ، عظمت دنیای درون ما همانند عظمت و پهناوری دنیای بیرون است،‌  همه جهت رسیدن به موفقیت و شادی اصول مشترکی دارند و آن اصول شامل افکار مثبت،‌خلاقیت و داشتن هدف می باشد،‌ افراد موفق افراد خوش شانسی نیستند بلکه اصول موفقیت یعنی افکار مثبت را دریافته و بکار بسته اند ، پس بیائید باهم افکار مثبت را در ذهن خود پرورش دهیم .

باغ زندگی خود و همنوعانمان را آباد کنیم

راز موفقیت انسانهای موفق داشتن افکار مثبت و راز عدم موفقیت و ناکامی همه انسانها افکار منفی و بازدارنده است ،‌دوستان عزیز ، زندگی همانند یک مزرعه ای  است که در آن هم درختان میوه را میتوان کاشت و رشدشان داد  وهمچنین علفهای هرز را  ،درختان میوه همان افکار مثبت و مثبت اندیشی  و علفهای هرز افکار منفی و باورهای غلطی هستند که هرکدام در طول زندگی به دلایل گوناگون همچون تکرار و تایید ،‌پدر و مادر ،‌معلم ،‌دوستان و ... در  ذهن ماشکل گرفته و رشد کرده اند مانند :

-         من آدم بد شانسی هستم

-         من همیشه شکست خورده ام

-         من پارتی ندارم نمی تونم موفق بشم

-         من باهوش نیستم

-         من سلامتی جسمانی لازم را ندارم

-         من خیلی پیر شده ام یا هنوز خیلی جوانم و......

-         به هیچ کس نباید اعتماد کرد

-         همه مسئولان به فکر خودشان هستند

-         هرکس پول داشته خوشبخته من که پول ندارم

پس حالا وقتش رسیده که دست بکارشده و به وضعیت باغ زندگی و افکار خود سرو سامانی بدهیم ، علفهای هرز یعنی افکار منفی را به تدریج از باغ ذهن خود پاک کرده و جایگزین آن افکار مثبت و درختان میوه بکاریم که اگر این کار را نکنید به مرور علفهای هرز در باغ ذهن شما رشد کرده و همه باغ ذهن شما را فرا خواهد گرفت و اجازه رشد درختان میوه پربار و گلهای زیبا را نخواهد داد  پس این اجازه را به آنها ندهید آنها را از باغ ذهن خود بیرون ریخته و اجازه رشد به آنها ندهید .

 

چرا می گویم عامل موفقیت یا عدم موفقیت هر انسانی افکار اوست چون در مقابل یک اتفاق یکسان، انسانها رفتارهای متفاوتی را  براساس باور خود از آن اتفاف نشان می دهند ،‌

افکار منفی یا علفهای هرز باغ ذهن ما  ،مانع از رشد ما شده و سد راه موفقیت ما می شوند پس اجازه ندهید این افکار زمان حال و آینده شمار  را تباه کنند . افکار منفی ما حوزه نگرانی ما هستند افکاری که شاید 80الی 90٪ آنها تا آخر عمر در زندگی ما اتفاق نیفتد پس خود را در این حوزه گرفتار نکنید و پا به حوزه نفوذ و موفقیت بگذارید .

بد نیست داستنانی در خصوص میزان تاثیر افکار منفی و مزاحم و ناراحتیها روی  جسم و فکر می گذارند را برای شما تعریف کنم .   

(( سیب زمینی وافکار منفی ))

روزی استادی به دانش آموزان خود گفت از فردا باید  هریک از شما از هرکسی و هر چیزی ناراحتی و کینه و نفرت در دل وذهن خود دارید ،‌ هرکدام را روی یک سیب زمینی نوشته و درون کیسه گذاشته و با خود به کلاس بیاورید، پس از تعطیلی کلاس همه دانش آموزان به منازل خود رفته و تمام  ناراحتیها و از هر کسی کینه و نفرت داشتند ، هرکدام را روی یک  سیب زمینی نوشته و فردا با خود به کلاس آوردند ،‌هر دانش آموزی به تناسب افکار ناراحت کننده خود  کیسه ای  را آورده  بود، بعضی کیسه های خالی ، بعضی ها یکی دوتا سیب زمینی و بعضیها نیز تعداد زیادی سیبی زمینی درداخل  کیسه خود داشتند ،‌استاد اعلام کرد باید به کوهنوری برویم ، همه همراه با کیسه های سیب زمینی خود به راه افتادند ، در ادامه مسیر کوه پیمایی دانش آموزانی که سیب زمینی ( افکار منفی و ناراحت کننده )‌زیادی داشتند به سختی مسیر خود را طی می کردند و لی دانش آموزان دیگر به راحتی به حرکت خود ادامه می دادند  ،‌پس از اتمام کوهپیمایی دانش آموزانی که کیسه پری از سیب زمینی  داشتند به شدت خسته و ناتوان و ناامید شده و سیب زمینی هایشان نیز براثر مرور زمان فاسد شده و بوی بسیار بدی می دادند و لی دانش آموزانی که کیسه خالی از سیب زمینی داشتند بسیار شاداب و سرحال بودند  ، استاد از دانش آموزان سئوال کرد بچه ها حالتون چطوره ، راهپیمایی چطور بود  دانش آموزانی که سیب زمنی زیادی داشتند به شدن ابراز ناراحتی کردند ،‌استاد گفت عزیزان من : این سیب زمینی ها همان افکار منفی و ناراحت کننده شما هستند که اگر آنها را از ذهن خود بیرون نریزید و همیشه همراه خود داشته باشید  همانند این سیب زمینی ها مغز شما را سنگین و بد بو کرده و مانع رشد و پیشرفت شما می گردد پس افکار منفی را  از ذهن خود پاک کنید ./

داستان دوم :

روزی استادی لیوانی پر از آب را در ست خود گرفت وآن را در بالا نگه داشت،‌از دانش آموزان سئوال کرد بچه ها اگر این لیوان را یک ساعت در دست خود نگه دارم چه اتفاقی می افتد ،‌ گفتند دستتان خسته می شود ، گفت :‌اگر 5 ساعت نگه دارم چه اتفاقی می افتد ،‌گفتند دسستان بی حس و ناتوان می شود ،‌گفت اگر یک روز کامل نگه دارم چه ، همه گفتند از حال رفته و بیهوش می شوید ،‌استاد سئوال کرد بچه ها مگر وزن لیوان تغغیری کرده ،‌همه گفتند خیر وزن لیوان همان وزن اولیه است ،‌استاد گفت تنفر ، کینه و ناراحتی نیز همانند این لیوان در ذهن خود نگاه دارید و زود از ذهن خود خارج نکنید ،‌شما را از پا در می آورد .

پس بیایید برای داشتن زندگی شاد و رسیدن به موفقیت افکار منفی بازدارنده را از ذهن خود بیرون کنیم ،‌

می خواهید بدانید چگونه می توان مثبت اندیش بود پس این داستان را بخوانید :

فیلیپ خوش تیپ

 يكي از اساتيد دانشگاه خاطره جالبي را كه مربوط به سالها پيش بود نقل مي كرد: «چندين سال قبل براي تحصيل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ايالات متحده شده بودم، سه چهار ماه از شروع سال تحصيلي گذشته بود كه يك كار گروهي براي دانشجويان تعيين شد كه در گروه هاي پنج شش نفري با برنامه زماني مشخصي بايد انجام مي شد. دقيقاً يادم هست از دختر آمريكايي كه درست توي نيمكت بغليم مي نشست و اسمش كاترينا بود پرسيدم كه براي اين كار گروهي تصميمش چيه؟ گفت اول بايد برنامه زماني رو ببينه، ظاهراً برنامه دست يكي از دانشجوها به اسم فيليپ بود.»

پرسيدم: «فيليپ رو مي شناسي؟»

كاترينا گفت: «آره، همون پسري كه موهاي بلوند قشنگي داره و رديف جلو مي شينه!»

گفتم: «نميدونم كيو ميگي!»

گفت: «همون پسر خوش تيپ كه معمولا پيراهن و شلوار روشن شيكي تنش ميكنه!»

گفتم: «نميدونم منظورت كيه؟»

گفت: «همون پسري كه كيف و كفشش هميشه ست هست باهم!»

بازم نفهميدم منظورش كي بود. اونجا بود كه كاترينا تون صداشو يكم پايين آورد و گفت فيليپ ديگه، همون پسر مهربوني كه روي ويلچير ميشينه...اين بار دقيقا فهميدم كيو ميگه ولي به طرز غير قابل باوري رفتم تو فكر، آدم چقدر بايد نگاهش به اطراف مثبت باشه كه بتونه از ويژگي هاي منفي و نقص ها چشم پوشي كنه...چقدر خوبه مثبت ديدن...

يك لحظه خودمو جاي كاترينا گذاشتم، اگر از من در مورد فيليپ مي پرسيدن و فيليپ رو ميشناختم، چي ميگفتم؟ حتما سريع ميگفتم همون معلوله ديگه! وقتي نگاه كاترينا رو با ديد خودم مقايسه كردم خيلي خجالت كشيدم...شما چي فكر ميكنيد؟ چقدر عالي ميشه اگه ويژگي هاي مثبت افراد رو بيشتر ببينيم و بتونيم از نقص هاشون چشم پوشي كنيم.

  

بهتر است بدانید هفت حقیقتت کلیدی درباره شما وجود دارد که باید آنها را در زندگیتان بپذیرید :

1-  شما حقیقتاً‌ ،‌شخص خوب ، عالی و بی نهایت ارزشمند هستید فقط و فقط زمانی این صادق نیست که فقط خود خودتان درباره ارزش و خوبی حقیقی خودتان شک کرده و خودتان را زیر سئوال ببرید

2-  شما در بسیاری از جنبه ها مهم هستید ،‌شما برای خودتان،‌پدر ومادرتان ،‌در صورت متاهل بودن برای همسرتان و اگر فرزند داشته باشید برای فرزندتان،‌ همکارانتان ، مشتریان و جامعه تان مهم هستید ،‌آنچه را که انجام می دهید و یا انجام نمی دهید میتواند تاثیر بسیاری  روی زندگی و کار دیگران داشته باشد ،  اینکه چقدر احساس مهم بودن می کنید خیلی زیادکیفیت زندگی تان را تعیین می کند ،‌افراد موفق و خوشحال احساس مهم بودن و ارزشمند بودن می کنند

3-    شما پتانسیل بی اندازه ای دارید و می توانید زندگی و دنیای مورد علاقه تان را بسازید 

4-   جهانتان را از هرجنبه ،‌بافکر کردن و میزان اعتقاداتتان می سازید ،‌در حقیقت باورهایتان واقعیتهایتان را می سازد ،‌تعجب آور است اکثر افکار محدود کننده و منفی که  از بچگی یا گرفته ایم و تردید هایی که مانع خوش حالی و موفقیتمان می شوند و به هیچ وجه اتفاق نیفتاده و شاید اصلاً‌ حقیقت  ندارند پس آنها را زیر سئوال ببرید .

5-   شما همیشه آزاد هستید ،‌تا محتویات تفکرات و جهت زندگیتان را انتخاب کنید ، تنها چیزی که کنترل کامل بر آن دارید تفکرات و زندگی درونیتان است ،‌می توانید افکار شادب بخش،‌رضایت بخش و سازنده و یا افکار منفی و محدود کننده داشته باشید که شما را از پیشرفت باز می دارد همانند علفهای هرز باغ

6-   شما در این کره خاکی با سرنوشت بسیار عالی پا گذاشته اید و آمده اید تا کار خارق العاده ای را در مورد زندگیتان انجام دهید

7-  هیچ محدودیتی برای آنچه که می توانید انجام دهید یا می توانید داشته باشید وجود ندارد ،  مگر محدودیتی که در افکار و تصوراتتان برای خود ایجاد می کنید . بزرگترین دشمنی که با آن روبرو خواهید بود ترسها وتردیدهای خودتان است ، این قانون را به یاد داشته باشید .

مهم نیست که از کجا آمده اید ، بلکه آنچه واقعاً‌مهم است این است که به کجا می روید

 

 

حال که به میزان توانایی و قدرت خود پی بردید باید استارت برنامه ریزی و هدف گذاری در زندگی خود را بزنید ،

هدف

چرا بايد هدف داشته باشيم؟

احتمالاً تاكنون درباره ضرورت وجود هدف و تأثير آن در زندگي روزمره بسيار شنيده ايد، اما اين موضوع براي من آنقدر هيجان انگيز است كه نمي خواهم از آن صرفنظر كنم.

در سال 1950 ميلادي روي عده اي از دانشجويان كه به تازگي فارغ التحصيل شده بودند مطالعاتي انجام شد. ابتدا بين آنها تعدادي برگ سوال توزيع شد. سپس از آنها خواسته شد اگر براي آينده خود هدفي دارند در برگه سوالات خود پاسخ بلي بدهند و اگر آن هدف اكنون واضح و مشخص است آن را بنويسند. و جالب اينكه فقط 3 درصد از اين افراد هدف خود را مشخص كرده بودند. خوب اين پايان كار نبود اين افراد در زندگي آينده و موفقيت هاي شغلي مورد بررسي قرار گرفتند. به نظر شما نتيجه اين بررسي ها چگونه بود؟

سالها بعد وقتي نتايج جمع آوري مقايسه شد محققان دريافتند كه آن 3 درصدي كه اهداف خود را نوشته بودند نه تنها بيشتر از آنچه را مي خواستند بدست آورده بودند بلكه ارزش دارايي هاي آنان تقريباً به اندازه آن كل 97 درصد باقي مانده بود!

فكر مي كنم نتيجه گيري براي شما بسيار ساده است و ديگر احتياجي نيست درباره تاثير شفافيت هدف در زندگي صحبت كنيم. ولي احتمالا شما هم مي خواهيد صحت اين مطالعات را بررسي كنيد پس چرا امتحان نمي كنيد. چرا معطل هستيد! دوستان عزيز شما هم اهداف خود را بنويسيد. برای این کار جدولی در انتهای مقاله قرار داده ام که بسیار بسیار می تواند به شما کمک کند. و اولين هدف يا اهدافي را كه قرار است به آن برسيد را روي يك تكه كاغذ بنويسيد و آنرا جايي قرار دهيد كه در ديد شما باشد.

اما چرا بايد اهداف را مشخص كرد؟ جواب ساده است چون شما را روي مقصد متمركز نگه مي دارد. و هر گاه كه سر  يك دو راهي قرار بگيريد از قبل تصميم خود را گرفته ايد چون شما از خود مي پرسيد كدام راه براي رسيدن به هدف مناسب تر است؟برای ترسم این اهداف باید براساس میزان اعتقاد و باورهای خودتان که قبلاً‌به آن اشاره کردیم و گفتیم ابتداء افکار منفی یعنی علفهای هرز باغ ذهن خود را پاک کرده و شروع کنید  

دقت داشته باشيد که داشتن هدف در زندگي هرگز يک ترجيح نيست بلکه يک الزام و ضرورت است. شما در هر شرايط، موقعيت و سن و سالي که هستيد بايد هدف داشته باشيد. اين که شما نوجواني 15 ساله و محصل هستيد، خانم خانه دار، راننده تاکسي و کارمند بازنشسته هستيد و يا اکنون هفتادمين سال زندگي خود را تجربه مي کنيد هيچ تفاوتي نمي کند. در هر صورت بايد هدف مند باشيد. بخش عمده اي از زندگي، شور و اشتياق و انگيزه تلاش و حرکت به داشتن هدف وابسته است. همان طور که داشتن هدف در انسان انگيزه و نشاط توليد مي‌کند نداشتن هدف نيز باعث بسياري از کسالت ها، رخوت ها، افسردگي ها، وسواس ها و افکار مزاحم و منفي است. تصور کنيد که شما مي خواهيد به يکي از شهرهاي ايران سفر کنيد و فردا شب بايد در شهر مقصد باشيد. همين عاملي مي شود که شما به تکاپو بيفتيد، برنامه ريزي کنيد، لوازم سفر را مهيا کنيد و حرکت کنيد. یا مدرک دکتری ندارید و می خواهید ادامه تحصیل داده و مدرک دکتری بگیرید،‌مثلاٍ‌ مقطع فوق دیپلم یا کارشناسی ثبت نام می کنید به شما انگیزه و انرژی میدهد ٰ،‌کارشناسی ارشد ثبت نام می کنید به شما لذت می دهد و از این ادامه  این هدف انگیزه می گیرد و انرژی کسب می کنید برای ادامه مسیر ، پس تنها رسیدن به موفقیت یعنی رسیدن به آن شهر مقصد یا کسب مدرک دکتری که مقصد و هدف شما لذب بخش نیست بلکه طی مسیر و هدفهای کوچک نیز برای رسیدن به هدف بزرگ نیز بسیار زیبا و ارزشمند است و لذب بخش تر است

اجازه دهید داستان کوتاهی را برای شما عزیزان خودم تعریف کنم :

مقصد زندگی

سالها پیش حاکمی به یکی از سوارکارانش گفت مقدار سرزمین هایی را که با اسبش طی کند به او خواهد بخشید. همان طور که انتظار میرفت، اسب سوار به سرعت برای طی کردن هر چه بیشتر سرزمینها سوار بر اسب شد و با سرعت شروع کرد به تاختن با شلاق زدن به اسبش با آخرین سرعت ممکن می تاخت و می تاخت. حتی وقتی گرسنه و خسته بود متوقف نمی شد چون می خواست تا جایی که امکان داشت سرزمین های بیشتری را طی کند. وقتی مناطق قابل توجهی را طی کرده بود و به نقطه ای رسید که از شدت خستگی و گرسنگی و فشار های ناشی از سفر طولانی مدت داشت می مرد، از خودش پرسید: «چرا خودم را مجبور کردم تا سخت تلاش کنم و این مقدار زمین را به پیمایم؟ در حالی که در حال مردن هستم و تنها به یک وجب خاک برای دفن کردنم نیاز دارم.»

این داستان شبیه سفر زندگی خودمان است درست است که سوارکار بارسیدن به مقصد می توانست از ثروتی که نصیبش شده لذت ببرد و لذتهای مسر که شاید می توانستند بسیاز لذت بخش تر باشند را از دست داد . برای به دست آوردن ثروت و قدرت و شهرت سخت تلاش می کنیم و از سلامتی و زمانی که باید برای خانواده صرف شود غفلت می کنیم تا با زیبایی ها و سر گرمی های اطرافمان که دوست داریم مشغول باشیم. وقتی به گذشته نگاه می کنیم متوجه می شویم که هیچگاه به این مقدار احتیاج نداشتیم اما نمی توان آب رفته را به جوی باز گرداند. زندگی تنها پول در آوردن و قدرتمند شدن و بدست آوردن شهرت نیست. زندگی قطعا فقط کار نیست بلکه کار تنها برای امرار معاش است تا بتوان از زیبایی ها و لذت های زندگی بهره مند شد و استفاده کرد.

زندگی مقصد نیست زندگی حرکت بسوی مقصد است و باید از آن لذت برد .

 خيلي‌ها اين طور گمان مي‌کنند همين که به کاري مشغول هستند نشانه هدف دار بودن آن هاست در صورتي که حرکت هاي روزانه و اشتغالات روزمره هرگز به اين معنا نيست. اين که شما هر روز به دانشگاه مي رويد و مشغول تحصيل هستيد يا اين که دبير يک دبيرستان يا مدير يک شرکت هستيد و يا اين که در خانه به تربيت فرزند و همسرداري مشغول هستيد هرگز به معناي هدف دار بودن شما نيست. هدف موضوعي مشخص، روشن، دقيق و واضح است که قصد داريد تا يک سال، دو سال، و يا پنج سال آينده به آن برسيد. اگر شما خود را فردي با هدف در زندگي مي دانيد اکنون قلم و کاغذي برداريد و صريح و مشخص اهداف يک ساله، دو ساله و پنج ساله خود را بنويسيد.

ابتدا از هدفهای کوچکتر و در حد توان فعلی خود شروع کرده و از موفقیت در هدفهای کوچک انرژزی برای اهداف بزرگ وعالی خود کسب کنید و حتماً‌بدانید که با کمک خداوند بزرگ این قدرت عضیم که از قدرن در درون شما نهاده موفق خواهیدشد ،‌شک نکید

 خوب هدف يا اهداف شما چيست؟ آن را بنويسيد. همين حالا!

برای همین جدولی برای شما آماده کرده ام برای اهداف بلند مدت 10ساله ،‌سالانه ،‌ماهانه و هفتگی

در پایان امیدوارم که مطالب گفته شده که برگرفته از مقالات مختلف و زندگی روزمره خود ودوستانم بود  برای زندگی شما عزیزان  و دوستانتان مفید واقع شود ،‌خواهش می کنم اگر مطلبی در مقاله شما را متحول کرد ، حتماً‌به عزیزان خود اعم از خانواده و دوستان خود نیز یاد دهید تا در خوشبختی و موفقیت یکدیگر شریک باشیم .